العار أهون من النار : تحمل ذلالت در دنیا اسانتر از تحمل ذلالت دوزخ است (امام حسن ع)
غروب سنگین عاشورا
| امام حسین (ع) |
روز سنگین عاشورا ،دهم محرم، با غروب 72 خورشید به شب تاریکی رسید .طبق روایاتی خورشید سوم اهل بیت حدود 4 بعد از ظهر سر از تن مبارکش جدا شد .و خاندان اهل بیت به سوگی ابدی نشست .
و این آغاز اسارت بود .
خیمه ها آتش زده شد . بر بدنهای شهدا تاخته شد و به زمین دوخته شد .
کودکان حرم از ترس جلادان زمانه به بیابانها پراکننده شدند و اینک نوبت زینب است که شیر زنی است از تبار حدر کرار به میدان می آید .
عمق فاجعه به حدی سنگین است که نتوان به قلم یا به تصور کشید .
کاروان اسرا از میان بدن های دوخته شده عبور داده شد .
هرکس عزیزش را میبیند غرقه در خون بی سر
ای کاروان آهسته ران کارام جانم میرود وان دل که با خود داشتم با دل ستانم میرود
او می رود دامن کشان، من زهر تنهایی چشان دیگر مپرس از من نشان، کز دل نشانم می رود
صبر از وصال یار من، برگشتن از دلدار من گرچه نباشد کار کم، هر کار از آنم می رود
در رفتن جان از بدن، گویند هر نوعی سخن من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم می رود
و چه قدر تحمل چنین مصیبیتی نه مصیبت که هیچ کلامی را قادر وصف حال آنها نیست .سخت است .
فاجعه آل امیه به حد اعلی خود رسید . سرها در مقابل حرم حرکت در آمده بود .
این قوم نامرد به سر کوچک علی اصغر هم رحم نکردن .و امان از دل بیتاب رباب که سر طفلش را بالای نی میبیند و چه بر رباب و زینب میگذرد .
"ام حسبت ان ا اصحاب الکهف و الرقیم کانو من آیاتنا عجبا"
ست که نوایی شیرین بر دل چاک چاک زینب است .
خدایا صبری به دل سوخته زنان و مادران خواهران حرم عنایت کن.
زینب خوب میداند که حال باید چه کند و چگونه همه را آرام کند .او برای چنین مامورتی در دامان پدر و مادر و برادران تربیت شده و حالا این زینب است که پرده برداری میکند از فجایع کار بینی امیه و رسوای عالمشان می کند .
امام سجاد در کنار عمه بزرگوارشان هدایت میکنند این کشتی نجات را و به راستی که حسین چه یاران با وفایی داشت که حال که او نیست اینک نوبت امام برحق دیگر حضرت زین العادین(ع) است که هدایت امت رسول خدا را عهده دارشده و نوای جانسوز کربلا را به گوش تمام نسلها برساند.
و در فردا های دیگر همه در راه شام هستند تا خطبه های کوبنده رینب همچون شمشیری برنده جگر یزیدیان زمانه را پاره کند .و دیگر مانند زینب در تاریخ نخواهد بود
سرنی در نینوا می ماند اگر زینب نبود کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود
چهره سرخ حقیقت بعد از آن توفان رنگ پشت ابری از ریا می ماند اگر زینب نبود
چشمه فریاد مظلومیت لب تشنگان در کویر تفته جا می ماند اگر زینب نبود
زخمه زخمی ترین فریاد، در چنگ سکوت از طراز نغمه وا می ماند اگر زینب نبود
در طلوع داغ اصغر، استخوان اشک سرخ در گلوی چشم ها می ماند اگر زینب نبود
ذوالجناح دادخواهی، بی سوار و بی لگام در بیابان ها رها می ماند اگر زینب نبود
در عبور از بستر تاریخ، سیل انقلاب پشت کوه فتنه ها می ماند اگر زینب نبود
و
درود و سلام خدا بر تمامی شهداو اسرا و امام شهدا .

| نظر ها |
|



