العار أهون من النار : تحمل ذلالت در دنیا اسانتر از تحمل ذلالت دوزخ است (امام حسن ع)
ظهر خونین
| امام حسین (ع) |
دعاى امام عليه السلام در واپسين لحظات زندگى
26 - شيخ طوسى روايت كرده است :
آن حضرت گفت :
خدايا!
اى بلند مرتبه ! اى بزر شوكت ! اى سخت انتقام گيرنده ! اى بى نياز از آفريده ها! اى گسترده كبرياء! اى كه به هر چيز كه بخواهى توانايى ! رحمتت نزديك ، وعده ات راست ، نعمتت فراوان ، آزمايشت نيكوست . آنگاه كه بخوانندت نزديكى ، به آنچه آفريده اى احاطه دارى ، توبه كنندگان را مى پذيرى ، اگر يادت كنند ياد مى كنى . تو را از روى نياز مى خوانم و با تهيدستى به درگاهت مشتاقم و خائفانه به آستانه روى مى آورم و با اندوه ، به درگاهت مى گريم و از روى ناتوانى از تو يارى مى خواهم و بسنده كنان بر تو تكيه مى كنم . بين ما و اين گروه داورى كن .
اينان ما را فريب دادند و يارى مان نكردند. با ما از در نيرنگ در آمدند و ما را كشتند. ما عترت پيامبر تو و فرزندان حبيب تو محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله هستيم ؛ آنكه او را به رسالت برگزيدى و او را امين وحى خويش قرار دادى . پس براى ما از كارمان گشايش و رهايش قرار بده ، به رحمت خودت ، اى مهربانترين مهربانان .
مرثيه و گريه بر امام حسين عليه السلام
كراهت گريه ، مگر بر حسين و اهل بيت عليهم السلام
1 - ابن قولويه با سند خود از امام صادق عليه السلام روايت مى كند كه فرمود:
گريه و بى تابى براى بنده در هر مصيبتى مكروه است ، مگر گريه و ناله بر حسين بن على عليه السلام كه پاداش دارد.
برقى نيز امام صادق عليه السلام روايت كرده است : هر كس ما نزد او ياد شوديم و چشمانش اشك آلود شود، هر چند به قدر بال مگس ، خداوند گناهانش را مى آمرزد، هر چند به اندازه كفهاى دريا باشد
پاداش گريه بر حسين عليه السلام و شعر سرودن درباره او
2 - على بن ابراهيم قمى با سند خويش از امام باقر عليه السلام چنين روايت مى كند:
امام سجاد عليه السلام مى فرمود: هر مومنى كه در شهادتش حسين بن على عليه السلام چشمانش اشك آلود شود و بر صورتش جارى شود، خداوند در غرفه هاى بهشتى جايش مى دهد كه دوره هاى طولانى در آن ساكن شود. هر مومنى كه به خاطر رنج و آزارى كه در دنيا از دشمنانمان به ما رسيده ، اشك بر چهره بريزد، خداوند در بهشت در جايگاه صدق ، جايش مى دهد و هر مومنى كه در راه ما رنجى بكشد و از تلخى و سختى آن رنج ، اشكش بر چهره جارى شود، خداوند رنج را از او دور مى كند و در قيامت از خشم خود و آتش دوزخ ايمنش مى كند.
3 - نيز از امام صادق نقل كرده است :
هر كس ما را ياد كند، يا نزد او از ما ياد شود و از چشمش به اندازه بال پشه اى اشك در آيد، خداوند گناهانش را مى آمرزد، هر چند به اندازه كفهاى دريا باشد.
4 - كشى با سند خود از زيد بن شحام نقل مى كند:
ما گروهى از كوفيان نزد امام صادق عليه السلام بوديم . جعفر بن عفان بر آن حضرت وارد شد. امام او را احترام كرد و نزديك خود نشاند و گفت : اى جعفر! گفت : بله ، فدايت شوم ! فرمود: تو درباره حسين عليه السلام خوب شعر مى گويى . گفتم : آرى فدايت شوم ! فرمود: بگو. شعر خواند. امام و اطرافيانش گريستند، به حدى كه اشكها بر صورت و محاسن حضرت جارى شد.
10 - ابن قولويه با سند خويش از ابى بصير چنين نقل مى كند:
نزد امام صادق عليه السلام بودم و با آن حضرت صحبت مى كردم . پسرش وارد شد. حضرت مرحبا گفت و او را به آغوش كشيد و بوسيد و فرمود: خدا خوار سازد هر كه شما را تحقير كند و انتقام بگيرد از هر كه خون شما را بريزد و خوار سازد هر كه خوارتان سازد هر كه خوارتان سازد و لعنت كند هر كه شما را بكشد و خدا پيوسته سر پرست و نگهبان و ياورتان باد!
چه طولانى شد گريه زنان و پيامبران و صديقين و شهيدان و فرشتگان آسمان ! آنگاه گريست و فرمود:
اى ابا بصير! هر گاه به فرزند حسين عليه السلام مى نگرم ، بى اختيار به ياد مصيبتهاى آنان و پدرشان مى افتم و اندوهگين مى شوم . ابا بصير! فاطمه عليها السلام بر او گريه مى كند و شيون سر مى دهد و جهنم ناله اى مى كند كه اگر نه آن بود كه ماموران دوزخ صداى گريه دوزخ را مى شنوند و خود را آماده ساخته اند، از بيم آنكه مبادا كسى از دوزخ بيرون آيد، يا دود جهنم پخش شود و زمينيان را بسوزاند، از اين رو مانع و جلوگير مى شوند، تا وقتى كه دوزخ گريان است و آن را منع مى كنند و درهايش را محكم مى كنند، به خاطر ترسى كه بر زمينيان دارند. جهنم آرام نمى گيرد تا آنكه صداى فاطمه آرام شود. درياها نزديك است كه بشكافند و با هم در آميزند. با هر قطره دريا فرشته اى مامور است . چون آن فرشته صداى قطره را بشنود با بال خود شعله اش را فرو مى نشاند و برخى از روى برخى ديگر نگه مى دارد، از بيم آنكه دنيا و زمين و هر چه در آن است نابود نشود.
فرشتگان همچنان هراسان و گريان با گريه فاطمه اند و به درگاه خدا ناله و زارى مى كنند. عرشيان هم تضرع مى كنند. صداى فرشتگان به تقديس خدا بلند مى شود و كوهها متلاشى مى شود و زمين بر ساكنانش لرزه مى افكند.
گفتم : فدايت شوم ! اين موضوع ، بزرگ است
. فرمود: بزرگتر از آن هم هست كه نشنيده اى .
فرمود: اى ابا بصير! آيا نمى خواهى از كسانى باشى كه فاطمه عليها السلام را سعادتمند مى كنند؟ وقتى چنان گفت ، گريستم و نتوانستم سخنى بگويم و گريه امانم نداد. آنگاه حضرت به نماز برخاست و به دعا پرداخت . من با همان حال از محضرش بيرون آمدم . ديگر نه غذايى خوردم و نه خوابم گرفت . در حالت روزه و هراسان دوباره نزد او آمدم . چون ديدم آرام گرفته است آرام شدم و خدا را شكر كردم كه بر من عذاب و عقوبتى نازل نشد.
گريه امام سجاد عليه السلام بر پدر بزرگوارش
11 - صدوق با سند خويش از امام صادق عليه السلام روايت مى كند:
بسيار گريه كنندگان پنج نفرند: آدم ، يعقوب ، يوسف ، فاطمه دختر پيامبر و على بن حسين عليهم السلام ... و اما على بن حسين عليه السلام بيست سال يا چهل سال بر امام حسين عليه السلام گريه كرد.
هرگاه غذا مقابلش مى گذاشتند گريه مى كرد. يك بار يكى از خادمانش گفت : اى پسر پيامبر فدايت شوم ! مى ترسم نابود شوى . فرمود: (حزن و اندوه خويش را به درگاه خدا مى برم و از سوى خدا چيزى مى دانم كه شما مى دانيد. من هرگاه به ياد شهادت فرزندان فاطمه مى افتم ، اشك در چشمم مى آيد.
12 - بحرانى روايت مى كند:
چون حسين عليه السلام در كربلا شهيد شد، در پشت او نشانه اى يافتند. از امام زين العابدين عليه السلام پرسيدند كه اين نشانه در پشت پدرت چيست ؟ حضرت بسيار گريست و فرمود: اين اثر آذوقه هايى است كه بر دوش مى كشيد و به خانه فقرا مى برد.
13 - ابن قولويه با سند خويش روايت مى كند:
يكى از خادمان امام زين العابدين عليه السلام آن حضرت را در زير سايه بانى در حال سجده ديد كه مى گريست . گفت : مولاى من اى على بن حسين ! آيا وقت آن نشده اندوهت پايان پذيرد؟ حضرت سر بلند كرد و فرمود: واى بر تو! يعقوب در كمتر از چيزى كه برايم پيش آمده ، به درگاه خدا ناليد و گفت : (افسوس بر يوسف ! با اينكه او يك پسر را گم كرده بود. ولى من ديدم كه پدرم و گروهى از خاندانم را پيش من سر بريدند.
14 - ابو نعيم با سند خويش از امام صادق عليه السلام روايت مى كند:
از امام سجاد عليه السلام دليل گريه بسيارش را پرسيدند، فرمود: ملامتم نكنيد. يعقوب يكى از فرزندانش را گم كرد و آن قدر گريست كه نابينا شد، با آنكه يقين به مرگ او نداشت ، ولى من در يك جنگ ، شهادت چهارده نفر از خاندانم را ديدم . مى پنداريد كه غم آنان از دلم مى رود؟
15 - سيد بن طاووس از امام صادق عليه السلام روايت مى كند كه فرمود:
زين العابدين عليه السلام چهل سال بر پدرش گريه كرد، روز را روزه مى گرفت و شب عبادت مى كرد.
هنگام افطار، چون غلامش آب و غذايش را مى آورد و جلو حضرت مى گذاشت ، مى گفت : مولاى من ، ميل كن ! مى فرمود: پسر پيامبر گرسنه و تشنه شهيد شد. پيوسته اين را تكرار مى كرد و مى گريست تا آنكه غذا از اشك او تر مى شد و آب به اشك آميخته مى گشت . پيوسته چنين بود تا از دنيا رفت .
يكى از غلامان او نقل مى كند: روزى به صحرا رفت . در پى او رفتم . ديدم بر سنگ سختى سجده مى كند. ايستادم . صداى هق هق گريه اش را مى شنيدم . شمردم هزار بار گفت : لا اله الا الله حقا حقا، لا اله الا الله تعبدا و رقا، لا اله الا الله ايمانا و صدقا. آنگاه سر از سجده برداشت . محاسن و چهره اش غرق در اشك بود. عرض كردم : مولاى من ! آيا وقت آن نشده كه اندوهت پايان پذيرد و گريه ات كم شود؟ فرمود: واى بر تو! حضرت يعقوب ، پيامبر و پيغمبر زاده بود؛ دوازده پسر داشت : خداوند يكى از آنان را از چشم او پنهان كرد. از غصه موى سرش سفيد و چشمانش نابينا و كمرش خميده گشت ، در حالى كه پسرش زنده و در دنيا بود. من پدر و برادر و هفده نفر از خاندانم را ديدم كه كشته شده و بر زمين افتادند، چگونه اندوهم كم و گريه ام كاسته شود؟
| نظر ها |
|



