العار أهون من النار : تحمل ذلالت در دنیا اسانتر از تحمل ذلالت دوزخ است (امام حسن ع)
امروز در و دیوار گریه می کنند
| داستان های کوتاه |

به نقل از آقای محمد علی مجاهدی آمده است:
روزی در باغ آقای علی زاده واقع در پشت ایستگاه راه آهن مشهد ، خدمت حضرت آقای مجتهدی شرفیاب شدم. آن روز حال بکاء شدیدی داشتند و لحظه ای از گریستن باز نمی ماندند.گریه های بی اختیار ایشان را بارها دیده بودم و برای من چندان تازگی نداشت، ولی چیزی که به سختی فکر مرا به خود مشغول کرده بود ، استمرار این حالت گریه در آن روز بود.
در این حالت استثنائی نمی توانستم علت این گریه های پیاپی را از ایشان سوال کنم . همین که ایشان برای لحظه ای از گریستن باز ماندند ، فرصت را غنیمت شمرده، پرسیدم: علت این گریه های مستمر و بی اختیار چیست؟
فرمودند: آقا جان ! روز عجیبی است ! امروز در و دیوار گریه می کنند ! آسمان گریه می کند ! زمین گریه می کند ! این درختان باغ گریه می کنند ! از آسمان و زمین غم می بارد ! آیا اگر شما این صحنه ها را می دیدید ساکت می نشستید؟
من بی اختیار گریه می کنم و علت آن را به درستی نمی دانم ، و بعد از لحظه ای درنگ گفتند: امروز باید روز شهادت یکی از ائمه اطهار باشد، قراین از این امر حکایت دارد ! مدتی گذشت و یکی از روحانیون به دیدن آقای مجتهدی آمد.
از ایشان پرسیدم : آیا امروز شهادت است؟!
گفتند: به روایتی امروز روز شهادت امام محمد باقر (ع) است.
هنگامی که آقای مجتهدی سخن آن مرد روحانی را شنیدند، به سختی منقلب شدند و در حالیکه به شدت می گریستند گفتند:
قربان مظلومیت شان بروم،این گریه های بی اختیار که بی جهت نیست ! آقا امام محمد باقر (ع) در کودکی در کربلا حضور داشتند و روز عاشورا صحنه های شهادت را یکی پس از دیگری به چشم خود دیده اند، و تا آخر عمر برای مظلومیت جدشان سید الشهدا گریه کرده اند ، این گریه های امروز اثر همان گریه هاست و مسلما امروز ، روز شهادت آن بزرگوار است نه روز دیگری .
منبع: کتاب ستارگان سپهر سلوک
| نظر ها |
|



